مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 24 فروردین ماه سال 1387
هلاکت فرمانده ارشد پژاک در کردستان
این تیم ترور متشکل از چهار نفر بود که یک نفر آنها به نام "چیا" از کردهای ترکیه در این درگیری به هلاکت رسید‏.‏

یک فرمانده نظامی گروهک تروریستی پژاک، در درگیری با نیروهای بسیجی در محور سروآباد به مریوان استان کردستان به هلاکت رسید‏.‏

یک مقام آگاه در گفتگو با فارس گفت‏:‏ زمان این درگیری شامگاه چهارشنبه و محل آن منطقه نژمار بوده است‏.‏

وی افزود‏:‏ این تیم ترور متشکل از چهار نفر بود که یک نفر آنها به نام "چیا" از کردهای ترکیه در این درگیری به هلاکت رسید‏.‏
این مقام آگاه گفت‏:‏ فرد هلاک شده بر اساس مدارک به دست آمده از فرماندهان مهم این گروهک تروریستی بوده و در این عملیات مسوولیت تیم را برای انجام چند عملیات تروریستی بر عهده داشته است‏.‏

به گفته وی ترور شهردار شهر مرزی مریوان یکی از اهداف اصلی این تیم تروریستی بوده است‏.‏

این منبع تایید کرد که شلیک یک قبضه موشک آر پی جی به یک مقر نظامی در منطقه دزلی که در ‏19‏ فروردین ماه جاری رخ داد، کار این تیم ضد انقلاب بوده است‏.‏

وی افزود‏:‏ در این اقدام تروریستی هیچگونه آسیب جانی و مالی به نیروهای مستقر در مقر نظامی وارد نشد‏.‏

شنبه 24 فروردین ماه سال 1387
نظر اقای حسنی برای کمک به مردم قره باغ در جنگ با ارامنه

آحسنی امام جمعه ارومیه در سولدوز گفت: در جنگ قره باغ خواستم کمک کنم سفیر ایران در باکو نگذاشت

آذربایجان اویرنجی حرکاتی : آیت الله غلامرضا حسنی امام جمعه ارومیه شب گذشته در مراسمی که به دعوت ستاد انتخاباتی علی زنجانی نامزد تورک راه یافته به دور دوم انتخابات در سولدوز برگزار شد ضمن یاد اوری جنایات کوردهای مهاجم در بهار ۱۳۵۸ در این منطقه از مردم خواست با حفظ اتحاد به این نامزد در برابر کاندیدای کورد رأی دهند.حسنی که درک صحیحی از تفکرات هویت طلبانه مردم سولدوز دارد با بیان خاطراتی از دیدار خود با حیدر علی اف در زمان جنگ قره باغ گفت:در زمان جنگ قره باغ به دیدار حیدر علی اف رفته و پیشنهاد نمودم ۳۰ هزار تن گندم و کلیه وسایل مورد نیاز بیست هزار سرباز را تامین کنم اما سفیر ایران با گزارشات غلطی که به تهران نمود پس از بازگشت به دفتر رهبری احضار شدم و اگر فیلم دیدار ها نبود چه میشد...به هر حال نگذاشتند.در این برنامه که درساعت ۲۳ شب گذشته در  تالار سالار سولدوز برگزار شد یکی از همراهان آیت الله حسنی بنام حجت الاسلام  مولودی نیز به سخنرانی پرداخته و شعر <تورکون دیلی تک سئوگیلی...> را قرائت نمود.

بیزیم سولدوز

یکشنبه 18 فروردین ماه سال 1387
مخالفت مقتدا صدر با سرکرده اکراد ترورریست

بارزانی تشنه جنگ با شبه نظامیان شیعه عراقی

در حالی که نزدیک به یک هفته از حمله مشترک ارتش عراق و نظامیان آمریکایی به شهر بصره و برخورد شدید آنان با شبه‌نظامیان «جیش‌المهدی» می‌گذرد، جایگاه نخست‌وزیر شیعه عراق در میان اقوام گوناگون عراقی، دستخوش تغییراتی شده است.
در حالی که اکنون نخست‌وزیر عراق به نبرد موسوم به «صولة الفرسان» پایان داده، گویا آمریکا و انگلیس بدون توجه به اوضاع عراق درصددند با فشار بر مالکی، وی را مجبور به ادامه نبرد با صدری‌ها کنند، چراکه این نبرد حتی اگر به تضعیف جایگاه مالکی در شیعیان هم بینجامد، به نظر می‌رسد آنها چندان ناخشنود نخواهند شد.

از همین رو، خبرگزاری آمریکایی «آسوشیتدپرس» با تلاش برای برجسته کردن اختلافات رئیس دولت عراق با اکراد و اهل سنت، تلاش کرد او را به ادامه نبرد با صدری‌ها ترغیب کند.

آسوشیتدپرس نوشت: مسعود بارزانی، رهبر منطقه خودمختار کردستان عراق، پیشنهاد همکاری نیروهای کرد برای جنگ با «جیش‌المهدی» را داده است. «طارق ‌هاشمی»، معاون سنی رئیس‌جمهور عراق هم مصوبه «جلال طالبانی»، رئیس‌جمهور کرد عراق و «عادل عبدالمهدی»، معاون شیعه رئیس‌جمهور این کشور برای اعمال تدابیر شدید در بصره را امضا کرد.

این در حالی است که الهاشمی، یکی از مهمترین منتقدان نوری المالکی بوده و حدود یک سال است این دو تقابلات شدیدی دارند و الهاشمی، نخست‌وزیر را به جانبگرایی قومی و المالکی نیز معاون سنی رئیس‌جمهور را به کارشکنی در تصویب مسایل کلیدی متهم کرده بود.

الهاشمی پنجشنبه دیدار کم‌سابقه‌ای با المالکی داشت و پس از آن، دفتر ‌هاشمی در بیانیه‌ای اعلام کرد که وی به مالکی گفته، می‌توانیم اختلافات سیاسی را کنار بگذاریم. الهاشمی گفت: «‌مهمترین هدف در این برهه حساس، تضمین تصمیم‌گیری در راستای منافع عراق است.»

شورای عالی‌رتبه‌ای که روز شنبه با حضور چهره‌هایی مانند طالبانی المالکی و رهبران احزاب و گروه‌های بزرگ سیاسی برگزار شده بود، از احزاب عراقی خواست یا سلاح‌های خود را بر زمین گذارند و یا از حضور در صحنه رقابت‌های انتخاباتی کشور و عرصه سیاسی محروم شوند.

این شورا همچنین از اقدامات مالکی برای مبارزه با شورشیان «جیش‌المهدی» حمایت کرد و به این ترتیب، مالکی امیدوار است تا بتواند وزرای سنی را که در آگوست گذشته، کابینه او را ترک کرده بودند، به کار بازگرداند؛ بنابراین، در صورت موفقیت وی در این راه، مالکی گام بزرگی در راستای ایجاد وفاق ملی در عراق برداشته است.

اما همه این پیشرفت‌ها به نحوه برخورد دولت عراق با شورشیان شیعه وابسته است. درگیری‌های پدید آمده در بصره، باعث موضعگیری مالکی علیه سپاه المهدی و تهدید مقتدی صدر در بغداد شد که صدر هم تهدید به انتقام و واکنش کرد و مالکی در برابر او کمی عقب‌ نشست.

بارزانی به خاطر بی‌توجهی مالکی به تجاوز ارتش ترکیه به مناطق کردنشین شمال عراق و به طور کل دولت منطقه خودمختار به خاطر مخالفت دولت عراق با قراردادهای نفتی خارجی آنها به شدت به مخالفت با دولت عراق می‌پردازد، اما کردها که مورد اعتمادترین متحد سال‌های اخیر آمریکا در عراق بوده‌اند نیز نیروهای صدر را تهدیدی برای روند سیاسی عراق و ثبات آن می‌دانند.

صدر با اجرای سیستم فدرال در عراق که می‌تواند به ایجاد مناطق خودمختاری مانند کردستان شود، مخالف است و آن را راهی برای فروپاشی عراق می‌داند.

یکی دیگر از جبهه‌های درگیری کردها و صدر، مالکیت بر شهر نفت‌خیز کرکوک است. در این میان، مالکی تلاش داشته است خود را به عنوان یک رهبر ملی و جدای از هرگونه جانبداری قومی و مذهبی نشان دهد و برای همین اعلام کرده است با هرگونه قانون‌شکنی و هرج و مرج از جانب هر قوم و مذهبی که باشد، مبارزه خواهد کرد.

چهارشنبه 14 فروردین ماه سال 1387
اکراد در گذر زمان

 - قره خان قوشاچایلی

* سابقۀ تروریسم

* اعتقادات و باورها

* مواد خام

* اربابان خارجی به دنبال ارتباط با نحله های فکری و دینی افراطی

* اقتصاد و خانواده مسائل عاطفی تعدد زوجات و پیامد های آن

* ارتباط با داخل و فریبکاری کسب ثروت نامشروع از طریق خلاف

شاید بسیاری از هموطنان در یکصد سال اخیر وجود احزاب تروریست را معلول سیاست های تمرکز گرایانه حکومت مرکزی بدانند و بطور سطحی و کودکانه فعالیت های خرابکارانۀ احزاب فوق را به دیدۀ تحسین بنگرند و آنرا مشروع بدانند بایستی اعتراف کرد که بسیاری از گروههای خارج از حاکمیت و حتی افراد ساده لوح ومغرض اینگونه می اندیشند . اغلب مردم این سرزمین آگاهی چندانی از پیشینۀ تاریخی وسیاسی خود ندارند و تنها نظاره گر سطحی رویدادهای سرزمینشان می باشند. اما وقتی که واقعییات و رویدادهای تاریخ گذشتۀ این سرزمین و حقایق پشت پرده ، در مقابل دیدگان مجسم می گردد آشکار می شود که حاکمان و نخاله های فکری در جهت منافع خود آنچه توانسته اند انجام داده اند و در برخی مواقع با دخالت بیگانگان در آتش اختلافات دینی خانمانسوز دستاوردها وهستی ملتها را بر باد داده اند . همگی این اعمال ناشی از جهل و غلطیدن در ورطه اختلافات مذهبی بوده است بایستی پذیرفت یهود و نصارا عامل جنگهای مذهبی میان تورکان بودند زیرا آنان به روشنی می دانستند که اتحاد تورکان نابودی آنان را در پی خواهد داشت. زمانیکه تورکان عثمانی پای در گلوی امپراتوری روم گذاشته بود بسیار طبیعی بود که اروپائیان در پی متحدانی بگردند تا مانع پیشروی اسلام به اروپا شود . آنان نخست با فرستادن هیأتهای بازرگانی و مذهبی وسپس نفوذ در دربارتورکان آغ قویونلو به این مهم نائل آمدند جنگهای عثمانی با آغ قویونلو دو پیامد مهم داشت یکی تضعیف و سقوط آغ قویونلوها و شکل گیری دولت شیعه در این سرزمین که متحد استراتژیک اروپائیان باشد. و دیگری کاهش توان بالقوۀ هر دو نیروی عمدۀ جهان اسلام و رهایی نسبی سرزمینهای اروپایی از سیطره روز افزون اسلام. در واقع دشمنی و عداوت مذهبی از این دوره رو به افزایش گذاشت . پس از روی کار آمدن صفویان سلاطین عثمانی دست به تحرکات گسترده در منطقه زدند ابتدا با فرستادن سفرا و نمایندگانی بسوی امیران ازبکها و تورکمنها در شرق که زمینه و بهانه اختلاف و درگیری کمابیش فراهم بود آنان را برای حمله به شیعیان هرات ، مرو و خراسان تحریک و ترغیب نمودند آنگاه با بسیج تمام نیروهای وحشی و عشایری از نقاط مختلف آنادولو بخصوص کوه نشینان و راهزنان و مسلح ساختن عناصر یاغی و متمرد و با بهره گیری از فتاوای علمای سنی عرب وتورک و ازجمله فتوای تاریخی شیخ الاسلام عثمانی بدین مضمون ” رافض عجم به ظاهر ادعای اسلام می کند، آنان (قزلباش) ارباب کفرند ریختن خونشان، غارت اموال ، تصاحب زنان و زمینهایشان مباح است ” و بدین وسیله آنان را علیه شیعیان ترغیب تشویق کردند فتاوایی بدین مضمون به علمای قشری ترکستان افغان و نواحی کوهستانی عثمانی فرستاده شد که در آن شیعیان را مرتد و کافر و واجب القتل می شمردند. دستگاه تبلیغاتی عثمانی با هم فکری و هم رایی علمای متعصب سنی دنیای اسلام را علیه شیعیان به ویژه آذربایجان بسیج نمودند از آنجا که آذربایجان به سبب قرار گرفتن در موقعیت ممتاز و استراتژیک در طول تاریخ برای فاتحان و کشور گشایان گوناگون جذاب و حائز اهمیت بود اینبار عثمانیان با درک موقعیت و اهمیت آنان نقشه هایی اجرا کردند که فاتحان پیش اعم از اعراب و بیزانس روم به آن پرداخته بودند. آن نقشه عبارت بود از استفاده از مواد خام که هر زمان به هر قالب دلخواه در بیایند و بکارگیری غلامان حلقه به گوش و مهره های قابل اعتمادی که برای پیشبرد مقاصد امپراتوریها ساخته شده باشند. به دنبال صدور چنین فتوا هایی که بی وقفه در طول زمامداری سلاطین عثمانی همراه با جنگ ادامه می یافت . حاکمان صفوی در مقابل دو جبهه و دو دشمن خطرناک قرار گرفتند که هر دو کمر به نابودیشان بسته بودند . غفلت آنان از سرزمین آبا واجدادیشان مخارج بیشماری را برملت رقم زد که هنوز هم ادامه دارد . آنان نیروهای زبده را برای دفع خطر و مقابله با ازبکان و ترکمنان به شرق می فرستادند از جمله افشار و قاجار حاکمان ایل بیگی ها را از آذربایجان برای ادارۀ نواحی مختلف روانه می کردند که این امرنیز به ضرر آذربایجان تمام می شد. بطوریکه آذربایجان رفته رفته از طوایف سر آمد و افراد لایق و کاردان محروم می ماند درچنین احوالی نواحی غربی که در بسیاری از جنگها علیرغم جانفشانیها و فداکاریها آذربایجانیان حتی در برخی مواقع زنان شیردل و مرد صفت آن دوشادوش مردان جنگی به دفاع از هستی خود می پرداختند نمی توانستند حریف دشمنان نیرومند باشند این امر باعث شد که آذربایجان بخصوص نواحی غربی بصورت تیولی در آید که این تیول در برگیرندۀ سرزمینهای حاصلخیز چشمه های زلال و مناطق استراتژیک چهار فصل که از دست ساکنان اصلی آن خارج وبدست طوایف یاغی سرکش بیفتد ساکنان اصلی نیز یا کشته شده ویا به سرنوشت غم انگیز کوچ و دربدری گرفتار شدند. زمانیکه علمای عثمانی کشتن یک شیعه را برتر از کشتن هفتاد مسیحی دانستند زمانیکه گسترش اسلام در اروپا به کندی صورت میگرفت . دسیسه های مبلغین مذهبی و مسیونر های رنگارنگ دو ملت همزبان را به جان هم انداخت و سرمایه ها و داشته های امت واحده به سود کفار صلیبی به هدر رفت . کفاری که در جنگهای صلیبی داغ شکست از مسلمین را بر پیشانی داشتند اینبار با فریب و مکر از تکرار آن شکست در هراس بودند به هر حیله ای که بود در صدد نجات خود بر می آمدند . ناگفته نماند اروپائیان بویژه هیأتهای تجاری و مذهبی سیاسی آنان در ایجاد اختلاف مذهبی و دامن زدن به آن از عناصر ریاکار و مرموز ارمنی و یهودی نیز بهره میگرفتند .ارامنه ارتدوکس مسیحیت گریگوری با آنکه با کاتولیک های اروپایی اختلاف عقیدتی داشتند . اما در توطئه چینی علیه مسلمین اختلاف خود را کنار می گذاشتند . اختلاف در جهان اسلام واعتماد به یهود ونصرا مولود دوری مسلمین از تعالیم اسلام است چرا که احادیث و آیات فراوانی در متون اسلامی آمده و مسلمین را از اعتماد و دوستی با یهود و نصرا بر حذر داشته . در جمله « یا ایهاالذین آمنو لد تتخذوا یهود و النصارا اولیاء بعضکم البعض انهم لکم عدوا مبین» دوستی و معاشرت با نصارا ویهود امری مذموم شمرده شده است .متأسفانه حاکمان عثمانی آنان (یهود ونصارا) را اتباع صادقیه محسوب می نمودند که بعد عکس صداقتشان معلوم شد و حاکمان صفوی اقلیتی ازتازه واردان ِآنان را بواسطه شیطنت ذاتیشان از برخی نواحی آذربایجان کوچاندند و در جلفای اصفهان جای دادند و بدین ترتیب زمینه نفوذ آنان در دربار صفوی فراهم شد . شاه عباس در توجیه کوچانیدن ارامنه چنین استنباط می کند که شرابخوران وخوک خوران لیاقت و توانایی مرز داری و دفاع از مملکت را ندارند . هم چنانکه مسیحیان پس از اتحاد و ایجاد اختلاف در آندلس بین مسلمین هر دو حکومت آنرا ساقط و تمدن اسلامی بدست مسیحیان افراطی روبه ویرانی نهاد در هنگامۀ جنگهای صلیبی کشتار یهودیان در اروپا آغاز می شود چنانچه مسیحیان درآندلس کشتن یهودیان و غارت اموال آنان جهاد نامیدند. در آن عهد تنها کشوری که به یهودیان پناه داد امپراتوری عثمانی بود. که یهودیان بعدها در آستانه فروپاشی دولت عثمانی موفق به وارد ساختن دو وزیر به کابینه عثمانی شدند و با اقلیتهای تحریک شدۀ عثمانی و جاسوسان انگلیسی همکاری سری بسیار قوی داشتند. و نطفۀ صهیونیسم و داشناک و پان عربیسم در راستای منافع دنیای غرب از همینجا بسته شد . از مبحث اصلی دور نشویم اما کردها در طول تاریخ نه سرزمین و نه دولتی مشخص از خود داشتند و اقوامی بودند که زندگی سنتی در زاغه و کوهستانها و گردنه ها محل مورد علاقه شان بود وبه اقتضای زمان توسط حاکمان از جایی به جای دیگر دور از مناطق شهری کوچ داده می شدند وهمچون آلت دستی برای دولتهای مختلف در می آمدند که هر روز به یک رنگی و هر شب صدا وبانگی از ایشان دیده و شنیده می شد . اعترافات خود اکراد دلیلی دیگر بر این مدعاست . در سه کشورکنونی منطقه اکراد در پنجاه سال اخیر به شهر نشینی روی آوردند آنهم نه به میل خود بلکه بر اثر اعمال سیاستهای قدرت های مرکزی. یعنی پنجاه سال سابقۀ شهرنشینی دویست الی سیصد سال سابقۀ کوچروی و کوچ نشینی. گاه با زور و ارعاب و گاه با اعمال سیاستهای برنامه ریزی شده و جهت دار از اینها به طرق مختلف بهره برداری شده است . به گواهی تاریخ قبل از قدرت یافتن صفویان در آذربایجان و بیشتر صفحات غربی کشور اثری از اینها نبوده تنها در مناطقی از اورامانات ، اردلان و کرمانشاه کردها ساکن بودند با شروع جنگهای مذهبی اکراد ساکن عثمانی بعنوان مهره های شطرنج اهمیت پیدا کردند نا گفته نماند برخی طوایف کرد توسط صفویان پس از شکست نسبی عثمانیان به مرزهای کشور به امید به خدمت گرفتن و استفاده از آنان کوچانیده شدند ولی به تدریج نه جانب صفویان بلکه جانب عثمانیان را به سبب اشتراکات مذهبی گرفتند کارگزاران صفوی بعدها پی به اشتباه خود بردند که کار از کار گذشته بود . کوچانیدن ارامنه ، گرجی ها و اعراب لبنان به قلمرو صفوی در هر دوره انجام می گرفت عثمانیان برای تصرف عراق و آذربایجان نیروهای کلانی گرد آورده طوایف و عشایررا مسلح و به جان شیعیان بی دفاع انداختند اکراد نیز که خوان گسترده یغما را دیدند با پشتگرمی و استناد دینی مذهبی و بنام جهاد مقدس با روحیه مضاعف وارد کارزار می شدند. اکثر طوایف کرد موجود در اراضی آذربایجان پس ازصدور آن فتوای تاریخی اسکان یافته اند منابع موجود تماماً انعکاس دهندۀ ادعای ماست اگر تورکان آنروز منافع و مصالح اسلام را بدرستی تشخیص میدادند امروز بسیاری از مشکلات جهان اسلام رخت بر بسته و دیگر مجالی برای خوش خدمتی به صلیبیون سرمست از پیروزی فراهم نمی شد. بدبختانه اشتباهات گذشتگان یکبار دیگر در جنگ عراق وایران نیز تکرار شد. مهمانان ناخوانده ای که اساسا ً به اخلاق پایبند نیستند و در میانشان سنتهای حسنه اسلام بخوبی جای نگرفته هنوز پس از گذشت چهارده قرن از طلوع اسلام سنتهای غلط قومی را با طمطراق و کب کبه احیا و اجرا میکنند . بخصوص در مورد ازدواج و طلاق و مراسم رقص و پایکوبی زنان برهنه با مردان و فراری دادن زنان و خرید و فروش احشام گونه دختران و بی بند باریهای ناشی از آن و فرزندان طلاق ، حاصل عیش یکشبه و ساعته شان می باشد وخدا می داند که چه بلایی بر سر کانون خانواده ونظام اخلاقی جامعه می آورند. طوایفی چون ایلات منگور بایدوک مامش لاهیجان گورگ زرزار بالباس و از همه مهمتر مکّاریان که با تحریف مُکریان خوانده می شوند به سبب شهرت به راهزنی ، یاغی گری و حیله گری بزرگانشان و رواج نا هنجاری در میانشان که از طریق غارت دیگران به موقعیت ، مال و منالی دست یافته بودند در قلمرو عثمانی به لحاظ نیروی مادی سرآمد دیگر یاغیان بودند . شایان ذکر است طوایف کرد ساکن عثمانی هیچگاه رام نمی شدند بلکه در برهه هایی که در قالب سپاهیان عثمانی و در لشکرکشیهای آنان حضور می یافتند هنگام پیروزی به غارت گری و تخلفاتی دست می زدند این امر موجب تنبیه آنان می شد و کمتر مورد اعتماد قرار می گرفتند و بعضا ً هنگام افول یا احیانا ً شکست قوشون عثمانی از صفوف قوشون فرار کرده و به چپاول می پرداختند و در نقاط دور دست کوهستانی به میل اربابان یاغی و سرکش خویش دست به هر اقدامی می زدند . در واقع عثمانیان برای رام کردن اینان متحمل هزینه های زیادی می شدند . و گاه اتفاق می افتاد که برای به اطاعت در آوردنشان طایفه ای را بر دیگری مسلط می کردند .طوایف مطیع بتدریج بنای تمرّد و شورش را می گذاشتند بطوریکه در برخی تواریخ آمده است اکراد عثمانی در طول حیات این امپراتوری بیست و هشت بار قیام و آشوب براه انداختند. و بدین صورت است که ضرب المثل تجربه شده و واقعی ” آغاشدان ماشا اولماز * کورددن پاشا اولماز” که تا زمان ما هم برسر زباهاست همچنان صورت عینی به خود دارد. اکراد آزمند همیشه در تب تاب رسیدن به پاشایی سوخته و جانفشانی میکردند . سلطان یاووز و دیگر پادشاهان عثمانی به اکراد وعده پاشایی و بیگی میدادند تا در گسترش جغرافیای تسنن موفق باشند با صدور فرمان قتل وعام شیعیان در آنادولو و موصل و حوالی تورک نشین آن بسیاری از شیعیان قتل وعام یا ترک مذهب یا به ترک دیار مجبور شدند . تنها پس از شکست دادن صفویان و کاشتن بذرشجرۀ خبیثه بود که به شیعیان عراق آزادیهای نسبی داده شد. البته از این راه مبالغ زیادی نیز عاید عثمانیان می شد آنان از وجوهات شرعی کاروانهای زیارتی عتبات عالیات و نیز از زائرین باج وتن خواه می گرفتند. عشایر بلباس و منگور پس از استقرار در سرزمین آذربایجان با کمک گرفتن از همنوعان آنسوی مرز خویش در اوج قدرت و نخوت سلاطین عثمانی بارها و بارها دیگر شهرها و روستاهای آذربایجان را مورد غارت و کشتار ددمنشانه قرار دادند شهر خانا که امروز پیرانشهر نامیده می شود اثری از کرد در آنجا نبود حتی تا این اواخر تورکها صنایع و انواع صنفها را دراختیار داشتند که در این شصت سال اخیر گرفتار اکراد حریص و آزمند گشته اند و از دیار خود رانده شده اند مهمانان ناخوانده به خود زحمت کار نداده از دسترنج دیگران امرار معاش میکردند. اینان بصورت عدوانی و جائرانه اموال و زمینهای شیعیان را با استدلال کافر و نجس بودنشان غصب کرده واهالی محلی را قتل و عام و یا بصورت برده در بازار شهرهای عثمانی به فروش میرساندند. نکتۀ حائز اهمیت اینکه در طول تاریخ اسلام هیچگاه هیچ عالم شیعی فتوا به قتل و غارت اموال هیچ مسلمان و غیر مسلمانی را نداده است . این در حالی است که برخی علمای سُنی کشورهای پیرامون بر همان عقیدۀ باطل باقی هستند و هر از گاهی افاضاتی را می دهند . آنچه در عراق و افغانستان روی می دهد شاهدی بر مدعاست . جا دارد از یک دهاتی پیر اطراف سولدوز این نکته یاد شود که تعریف میکرد: هنگامیکه هشت ساله بودم ازپیران و ریش سفیدان روستا حکایاتی شنیدم که مو بر بدنم سیخ شد . آنان تعریف میکردند که چندین روستای حومه سولدوز در نزدیکی پیرانشهر مورد غارت و هجوم اکراد خارجی و همدستان داخلی آنان قرار میگرفت که در این اعمال وحشیانه از هر خانواده چندین نفر کشته و اسیر می شد . مرتب در کتابهای تاریخی و درسی و مطبوعات فاشیستی فارسی می خوانیم کردها اصیل ترین قوم ایرانی اند. آنگاه شنونده و خوانندۀ خوش باورِ خواب آلود که آمپول فاشیستی تزریقش کرده اند و از درک حقایق پشت پردۀ این کلام سر تا پا دوروغ عاجز است به آسانی می پذیرد و همین کلام دروغ را همه جا نشخوار می کند. اگر کردها اصیل ترین قوم ایرانی می باشند پس چرا ششصد و سال اندی که روی کار آمدن مذهب حقۀ جعفری میگذرد و همواره این به اصطلاح کردهای اصیل در کنار دشمنان اصیل وقسم خورده مردمان این مرز وبوم قرار گرفته اند . در یاری رساندن به دشمن ، مزدوری ، خیانت و وطن فروشی ونوکری به بیگانه و سرگذاشتن در آخور بیگانگان هیچ ابایی ندارند . تاریخ گواه است که هنگام وقوع جنگهای بزرگ و کوچک این به اصطلاح قوم اصیل ایرانی نکته اتکا و اعتماد و تدارکاتچی بیگانگان بوده است. قومی که چرخه های زندگی آن بر اساس غارت از دیگران و در گرو مزدوری و خیانت به هموطنان بوجود آمده و به هنگام دگرگونی و تحولات سیاسی و بحرانهای تغییر حاکمیت همواره مناطق کرد نشین ملتهب و آبستن حوادث ناگواری حتی برای ساکنین محلی است. دقت در فرامین و فتاوای حاکمان توپ قاپی هیچ جای شک وشبهه ای برای خوانندگان آگاه نمی گذارد .عثمانیان پس از فتح آذربایجان در مناطق پلتیک وحاصل خیز آن طوایف مذکور را کاشته و برای اقدامات سالهای آتی بخوبی از آنها بهره برداری نمودند. حاکمان توپ قاپی به دو هدف عمده نائل آمدند نخست با کوچانیدن در قالب لشکرکشیهای کلان خیالشان از طوایف مزاحم و آشوبگر کرد که پیوسته دردسرهایی برایشان بوجود می آوردند راحت می شد و دیگر اینکه پس از کوچانیدن آنان و تصاحب سرزمینهای آذربایجان شعله های آتش عصیانگر آنان از عثمانیان دور و به طرف آذربایجان زبانه می کشید. این مهاجران و مهمانان ناخوانده زمانییکه در خطر نابودی و اخراج قرار می گرفتند ناچار بودند به طور موقتی هم که شده ارادت ، اخلاص ونوکری خویش را به حاکمان صفوی اعلام بدارند و بالعکس به محض وزیدن باد مخالف از سر چاکری پابوسی ودست بوسی سر ارادت در برابر نیروی قاهر و غالب عثمانی خم میکردند . تبلیغات کینه توزانه مذهبی علمای سنی بر علیه شیعیان آنچنان در عمق ذهن تاریکشان فرو رفته علیرغم کذشت پانصد الی ششصد سال از جنگهای تاریخی مذهبی هنوز بر همان عقیده باقی هستند و به شیعیان به دیدۀ حقارت می نگریسته و آنان را تکفیر می نمایند. از ره آورد همین غارتها می باشد که جمعیت اکراد شاید اغراق آمیز نباشد که در جهان به لحاظ میانگین رشد آن در صدر می باشد نظر به تعدد زوجات و ازدیاد تولید مثل بی رویه به مورچگان شبیه اند که شمارشان روبه فزونی فزاینده است. امروز هم به کنترل جمعیت و شعارفرزند کمتر زندگی بهتر بی توجه اند . از آنجا که چندان به مسائل عاطفی ، اخلاقی و خانوادگی پایبند نبوده و نیستند . بی مسئولیتی در قبال خانواده ایل و اجتماع ، لاقیدی به هنجارها، بی ارزش بودن زنان و بی ارزش شمردن خانواده از دیگر خصائص رایج در میانشان می باشد .رواج خودکشی درکردستان و انعکاس وسیع آن در روزنامه و رادیو های بیگانه مؤید بی ثباتی نظام خانواده می باشد . چنانچه آمار خود کشی در شمال عراق 425 مورد و در کردستان 240 مورد گزارش شده است. پس از سقوط صفویان دوباره صفحات غربی کشور مورد هجوم عثمانیان با شرکت گستردۀ اکراد قرار می گیرد . عشایر بارزان حوالی اربیل بادینی زرزار بلباس منگور و مکارمامش اینبار جنایاتی را مرتکب می شوند که در کل تاریخ بشریت سراغ نداریم شهرهای آذربایجان یکی پس از دیگری مورد تاخت وتاز جهلِ ظلمانی اکراد قرار می گیرند . به سبب فرو پاشیدن دولت واطمینان آنان از نابودی سیستم دفاعی مدافعان ، نوجوانان و زنان کرد نیز در غارتها به نحوی فعال شرکت می کنند. در پاره ای از موارد این یاغیان بر سر تقسیم غنایم حاصل از به زغم خودشان جهاد ، با یکدیگر گلاویز شده همدیگر را می کشتند . احشام گوسفندان و غیره که از مردم غرب آذربایجان غارت می شد پس از رسانیدن آن به بازارهای فروش و تقسیم آن ما بین اربابان و مزدوران وحشی آنها مابقی را بصورت انفال ما بین فقرا و آنانکه توانایی شرکت در جهاد را نداشتند بخشش می کردند. آری اینست اصیل ترین قوم ایرانی و شناسنامۀ آن !!! یکی از رویدادهای نادر در دورۀ تسلط اکراد پس از فروپاشی صفویان در قوشاچای اتفاق افتاد مردم منطقه با دست خالی به دفاع ازخود وارضیشان درمقابل نیروهای مهاجم به مقابله می پرداختند و زنان و دختران برای در امان ماندن از تعرض اکراد خودشان را به جیغاتی (زرینه رود) می انداختند و به سان سارای غرق می شدند. کشتزارهای وسیع و بهشت برین قوشاچای به چراگاه و استراحتگاه قوشون عثمانی تبدیل شده بود دو تن از سر دسته های اکراد برای تصاحب قوشاچای و نشان دادن مراتب نوکری وچاکری به اربابان عثمانی خود دارو دسته هایشان به جان هم افتاده بودند به گونه ای که یکی با تفنگ دیگری را می کشد و مضروب به حالت نیم با خنجر شکم قاتل خود را می درد. به این ترتیب هردو در یکجا می میرند . آنان نمک خورده نمکدان شکستند . قبل از فروپاشی صفویان مهاجران کرد برای تجارت و غیره به قوشاچای می آمدند . برخی از آنان بارها از صداقت و سادگی و عواطف ملت تورک سوء استفاده کرده برآنان می تاختند .گویا سادگی ، صداقت و مرام انسانیمان وباور کردن گفتارشیرین وچرب زبانی اکراد در طول تاریخ سرنوشت ما را در صورت عدم آگاهی و هشیاریمان مختوم به سرنوشتی شوم خواهد کرد.

چهارشنبه 14 فروردین ماه سال 1387
مزدوران آمریکا

   1      2      >>