همچنین شورشها و غارتگریهای اشخاصی همچون شیخ طه در ترکیه و شیخ عبیدالله و سیمیتقو در ایران و مناطق غربی آذربایجان نیز بدون دخالتها و تحریکات ایندو کشور بر علیه یکدیگر صورت نگرفته است که در نتیجه آنها تنها آذربایجان و نواحی غربی آن متحمل زیانهای بسیار زیاد مادی – معنوی شده اند که بحران امروزین غرب آذربایجان در خصوص اقلیت مهاجر کرد منطقه نیز نتیجه و محصول آن رقابتهای بی ثمر بوده است. در قرن معاصر نیز بدلیل پیشرفت تکنولوژی در جهان و پیشرفتهای بزرگ در زمینه کشف و استخراج منابع انرژی در خاورمیانه که از زمان پیدایش بشر مهمترین کانون تمدن و نیز رقابت و جنگ بوده است، مورد توجه قدرتهای بزرگی همچون شوروی سابق، انگلستان و آمریکا قرار داشته است که اینان در راستای کسب منافع بیشتر و گسترش حوزه های نفوذ، با استراتژی ((ایجاد تفرقه)) همواره سعی نموده اند که دولتها و ملتهای منطقه را در راستای تامین منافع ملی خود همسو و همگام نمایند.
پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال 57 تا کنون نیز روابط سیاسی ایران و ترکیه هیچگاه دارای ثبات نبوده است و عمدتا ایندو کشور همسایه در خصوص مسائل مختلف در تعارض با یکدیگر بوده اند. عمده دلیل این موضوع نیز برپایی حکومتی ایدوئولوژیک و اسلامی در ایران و اعتقاد به جدایی دین و سیاست در بین دولتمردان ترکیه می باشد، از سوی دیگر آمریکا و اسرائیل که دو دشمن اصلی و مهم ایران محسوب می شوند در تمامی عرصه های سیاسی، اقتصادی و نظامی ترکیه حضوری تقریبا دائمی داشته اند و مناسبات بسیار نزدیک و گسترده ایی بین طرفین وجود داشته است. در سالهای اخیر نیز بدلیل رشد هویت گرایی در آذربایجان و ترکهای ایران، خطر تحریک احساسات ملی ترکهای ایران بوسیله ملی گرایان ترکیه همواره از سوی نهادهای امنیتی ایران عنوان شده است که مجموعه این عوامل سبب گشته اند روابط دولتهای ترکیه و ایران همواره بسردی گراید.
در سالهای اخیر و خصوصا بعد از حوادث 11 سپتامبر که آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم لشکرکشی خود به خاورمیانه را آغاز کرد و کشورهای افغانستان و عراق را به اشغال خود درآورد، نظم نوینی در منطقه خاورمیانه در حال شکل گیری است که بر روابط بین کشورهای ترکیه و ایران نیز شدیدا تاثیرگذار بوده است. روند این تحولات بگونه ایی بوده است که تقریبا برخلاف همگان کشورهای ایران و ترکیه تمایل زیادی به همگرایی و گسترش مناسبات دوستانه و همکاریهای مشترک سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی و امنیتی از خود نشان داده اند که عوامل چنین امری را در دو بعد بین المللی –منطقه ایی و عوامل داخلی می توان بررسی نمود.
در بعد بین المللی –منطقه ایی، بعد از پاسخ منفی دولت ترکیه به کاخ سفید در خصوص استفاده سربازان آمریکایی از پایگاه انجیرلیک در جنوب ترکیه در حمله به عراق و عدم همراهی ترکیه در جنگ عراق باعث شد که کاخ سفید این مساله را بعنوان بهانه ایی البته محکم بر علیه منافع ملی ترکیه بارها مورد استفاده قرار دهد، چراکه در بین کشورهای همسایه عراق، ترکیه بزرگترین متحد و شریک سیاسی و اقتصادی ایالات متحده است و پاسخ منفی ترکیه همچنان که قابل پیش بینی بود عواقب سنگینی بر دوش دولتمردان ترکیه گذاشته است که تقویت گروهک تروریستی پ ک ک و افزایش قدرت تاثیرگذاری این تروریستها در عرصه سیاست ترکیه نمونه ایی از عواقب آن سیاست ترکیه در جنگ عراق می باشد، همچنین رجز خوانی های ((مسعود بارزانی)) بر علیه ترکیه که تا دیروز در کوهستانهای شمالشرق عراق فعالیت مسلحانه انجام میداد نمی تواند بدون پشتوانه ایی قوی بنام کاخ سفید انجام گیرد و نیز حوادث تلخی که در شمالشرق عراق و خصوصا در شهر نفت خیز و تورک نشین کرکوک بر علیه تورکها اعمال می شود بیربط به آن تصمیم مهم دولت ترکیه نیست. از سوی دیگر این پاسخ منفی ترکیه با استقبال کشورهای عربی منطقه و نیز ایران مواجه شده است. با توجه به استقرار حکومتی اسلامی در ترکیه که مورد تمایل دولتهای اسلامی منطقه می باشد می توان گفت فصل جدیدی در روابط بین ترکیه و کشورهای اسلامی خاورمیانه شروع شده است. از سوی دیگر ترکیه که اکنون با یک تهدید داخلی بنام تروریست های پ ک ک مواجه است که نقش نیروهای آمریکایی در تحریک و تقویت و حمایت این تروریستها بارها از سوی مراجع غیر رسمی ایندو کشور عنوان شده است، آنکارا را بر آن داشته، تا به همان استراتژی چندین ساله خود یعنی ((میانجی منطقه ایی)) شدت دهد و به نقش آفرینی در مسائل خاورمیانه بپردازد. به همین دلیل است که گاها ترافیک دیپلماسی منطقه ایی در آنکارا شدت می یابد و در همین راستا سفرهای دولتمردان سوریه و لبنان و حکومت خودگردان فلسطین از سویی، و از سوی دیگر دیدارهای مقامات ارشد رژیم اسرائیل، در ادامه سیاستهای منطقه ایی ترکیه است تا با الگوی مد نظر ضمن همگرایی بین همسایه کوچک اما خطرناک سوریه که در سالهای نه چندان دور از جمله عوامل تحریک و حمایت کننده تروریستهای پ.ک.ک بود، روابطی دوستانه برقرار نماید و نیز خود را در مساله فلسطین به بازیگری مهم مبدل سازد. همچنین از لابی یهود نیز جهت بهره گیری برای حل تهدیدات تروریستهای پ ک ک و نیز پیشبرد عضویت در اتحادیه اروپا استفاده نماید. در اینسوی، ایران بعنوان کشوری که اکنون در ردیف اول دشمنان آمریکا در منطقه است همچنان با تهدید نظامی آمریکا روبروست هرچند که اجرایی شدن حمله نظامی آمریکا به ایران و آنچه در افغانستان و عراق اتفاق افتاده بعید بنظر می رسد، اما بحث حملات موشکی به تاسیسات هسته ایی ایران بقوت خود باقیست. با توجه به روابط نه چندان مطلوب ایران با کشورهای عربی و خصوصا کشور تعیین کننده عربستان که بدلیل تضادهای مذهبی و نیز مشکلات مرزی و ارضی با امارات متحده عربی و ادعاهای ایران بر جزایر سه گانه دارای روابط پر تنشی با اعراب می باشد و لذا ایران گزینه ترکیه را بعنوان کشوری که می تواند برای تعدیل سازی سیاستهای ضد ایرانی آمریکا و اسرائیل به ایران کمک نماید مد نظر قرار داده است، از سوی دیگر ترکیه نیز جهت سرکوب و یا حل مساله تروریستهای پ ک ک و نیز مساله ارمنستان به ایران نیازمند است و فعلا منافع مشترک ترکیه و ایران بخاطر وجود خطر مشترک در هم آمیخته شده است و در 2-3 سال اخیر مناسبات و همکاریهای دو کشور بشدت در حال رشد می باشد. در سالجاری میزان همکاری در سرمایه گذاریهای اقتصادی ایندو کشور به بیش از 11 میلیارد دلار رسیده است، خط لوله مستقیم و اختصاصی انتقال گاز ایران به ترکیه تا زمستان سالجاری آماده بهره برداری می شود و نیز نیروها و نهادهای امنیتی و نظامی ایران و ترکیه در خصوص مبارزه با تروریستهای پ.ک.ک و پژاک همکاریهای بسیار نزدیکی باهم دارند. شرایط ژئوپلوتیکی دو کشور و تنوع ملیتی در هردو کشور و نیز تهدیدات داخلی و آنچه که امنیت ملی نامیده میشود در هردو کشور تقریبا شرایط یکسانی دارند، هم ایران و هم ترکیه پتانسیل های لازمه جهت دخالت در مسائل داخلی همدیگر را دارند، همین مساله گرچه در ظاهر بیشتر به نقطه ضعف شبیه است، اما با وجود قدرتهای جهانی در منطقه خاورمیانه و وجود خطر مشترک، دیپلماسی ایندو کشور در قبال همدیگر یک دیپلماسی خلاق بر پایه تنش زدایی و تقویت همگرایی منطقه ایی است، ایران که از سوی دشمن ایدئولوژیک یعنی اسرائیل و دشمن استراتژیک یعنی آمریکا تهدید نظامی می شود با نفوذی که در بین حزب الله لبنان، شاخه های جهاد اسلامی و مبارزان فلسطینی و نیز ارتباطهای کلیدی با دولت سوریه دارد، مرزهای غیرجغرافیایی و سیاسی و امنیت ملی خود را در فلسطین و لبنان و در بغل گوش اسرائیل تعریف کرده است که جنگ 33 روزه حزب الله با اسرائیل نمونه بارز آن می باشد که بگونه ایی میتوان آنرا نمایش قدرت ایران در منطقه عنوان کرد، همین مساله نقش میانجیگری ترکیه در مساله فلسطین و نیز روابط ایران-اسرائیل-آمریکا را پررنگتر می کند. ترکیه از این رهگذر بدنبال رسیدن به دو هدف مهم خود می باشد، یکی ورود به اتحادیه اروپا و دیگری دفع تهدیدات تروریستی گروهک پ.ک.ک و جدایی خواهان کرد، و البته گوشه چشمی نیز به حل مساله اختلافات با ارمنستان با میانجیگری ایران را دارد. ایران نیز در حالیکه هم از شرق (افغانستان) و هم از غرب(عراق) و هم جنوب (خلیج فارس) در محاصره نظامی آمریکائی هاست و موضوع پرونده هسته ایی مسیر مه آلودی را طی میکند، جهت حل مسالمت آمیز مساله به ترکیه بعنوان میانجی تاثیرگذار و پل ارتباطی با غرب مینگرد، هردو کشور در تلاش هستند تا با درهم تنیدن مسائل خاورمیانه از مساله فلسطین گرفته تا چاههای نفت و حفظ تمامیت ارضی کشورهای منطقه شرایطی را بوجود آورند تا هرگونه دخالتی از سوی آمریکا، خطراتی نظیر جنگ منطقه ایی، حملات تروریستی بر علیه آمریکا و هم پیمانانش و نیز گسترش حوزه نفوذ رقبای آمریکا (نظیر روسیه و چین) در منطقه را فراهم آورد.
آذر 1387
